روز شمار ماه محرم الحرام و شهادت امام حسین و یاران وفادارش مذهبی




 

 

روزشمار دهه اول ماه محرم و شهادت امام حسین و یاران وفادارش

روز دوم1. امام حسین علیه‏السلام در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری به کربلا وارد شد.1 عالم بزرگوار "سید بن طاووس" نقل کرده است که: امام علیه‏السلام چون به کربلا رسید، پرسید: نام این سرزمین چیست؟ همینکه نام کربلا را شنید فرمود: این مکان جای فرود آمدن ما و محل ریختن خون ما و جایگاه قبور ماست. این خبر را جدم رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله به من داده است.2
2. در این روز "حر بن یزید ریاحی" ضمن نامه‏ای "عبیداللّه‏ بن زیاد" را از ورود امام علیه‏السلام به کربلا آگاه نمود.3
3. در این روز امام علیه‏السلام به اهل کوفه نامه‏ای نوشت و گروهی از بزرگان کوفه ـ که مورد اعتماد حضرت بودند ـ را از حضور خود در کربلا آگاه کرد. حضرت نامه را به "قیس بن مسهّر" دادند تا عازم کوفه شود.4 اما ستمگران پلید این سفیر جوانمرد امام علیه‏السلام را دستگیر کرده و به شهادت رساندند. زمانی که خبر شهادت قیس به امام علیه‏السلام رسید، حضرت گریست و اشک بر گونه مبارکش جاری شد و فرمود:
"اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدکَ مَنْزِلاً کَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِکَ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیی‏ءٍ قَدیرٌ؛
خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع کن، که تو بر انجام هر کاری توانایی."5  

 

 

 

 

روز سوم 1. "عمر بن سعد" یک روز پس از ورود امام علیه‏السلام به سرزمین کربلا یعنی روز سوّم محرم با چهار هزار سپاهی از اهل کوفه وارد کربلا شد.6
2. امام حسین علیه‏السلام قسمتی از زمین کربلا که قبر مطهرش در آن واقع می‏شد را از اهالی نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریداری کرد و با آنها شرط کرد که مردم را برای زیارت راهنمایی نموده و زوّار او را تا سه روز میهمان کنند.7
3. در این روز "عمر بن سعد" مردی بنام "کثیر بن عبداللّه‏" ـ که مرد گستاخی بود ـ را نزد امام علیه‏السلام فرستاد تا پیغام او را به حضرت برساند. کثیر بن عبداللّه‏ به عمر بن سعد گفت: اگر بخواهید در همین ملاقات حسین را به قتل برسانم؛ ولی عمر نپذیرفت و گفت: فعلاً چنین قصدی نداریم.
هنگامی که وی نزدیک خیام رسید، "ابو ثمامه صیداوی" (همان مردی که ظهر عاشورا نماز را به یاد آورد و حضرت او را دعا کرد) نزد امام حسین علیه‏السلام بود. همین‏که او را دید رو به امام عرض کرد: این شخص که می‏آید، بدترین مردم روی زمین است. پس سراسیمه جلو آمد و گفت: شمشیرت را بگذار و نزد امام حسین علیه‏السلام برو. گفت: هرگز چنین نمی‏کنم.
ابوثمامه گفت: پس دست من روی شمشیرت باشد تا پیامت را ابلاغ کنی. گفت: هرگز! ابوثمامه گفت: پیغامت را به من بسپار تا برای امام ببرم، تو مرد زشت‏کاری هستی و من نمی‏گذارم بر امام وارد شوی. او قبول نکرد، برگشت و ماجرا را برای ابن سعد بازگو کرد. سرانجام عمر بن سعد با فرستادن پیکی دیگر از امام پرسید: برای چه به اینجا آمده‏ای؟ حضرت در جواب فرمود:
"مردم کوفه مرا دعوت کرده‏اند و پیمان بسته‏اند، بسوی کوفه می‏روم و اگر خوش ندارید بازمی‏گردم... ."8  

 

  

 

روز چهارم در روز چهارم محرم، عبیداللّه‏ بن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه‏السلام تشویق و ترغیب نمود.
به دنبال آن 13 هزار نفر در قالب 4 گروه که عبارت بودند از:
1. شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛
2. یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛
3. حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛
4. مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛
به سپاه عمر بن سعد پیوستند.9  

 

  

 

 روز پنجم 1. در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد، شخصی بنام "شبث بن ربعی"10 را به همراه یک هزار نفر به طرف کربلا گسیل داد.11
2. عبیداللّه‏ بن زیاد در این روز دستور داد تا شخصی بنام "زجر بن قیس" بر سر راه کربلا بایستد و هر کسی را که قصد یاری امام حسین علیه‏السلام داشته و بخواهد به سپاه امام علیه‏السلام ملحق شود، به قتل برساند. همراهان این مرد 500 نفر بودند.12
3. در این روز با توجه به تمام محدودیتهایی که برای نپیوستن کسی به سپاه امام حسین علیه‏السلام صورت گرفت، مردی به نام "عامر بن ابی سلامه" خود را به امام علیه‏السلام رساند و سرانجام در کربلا در روز عاشورا به شهادت رسید.13  

  

 

روز ششم 1. در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد نامه‏ای برای عمر بن سعد فرستاد که: من از نظر نیروی نظامی اعم از سواره و پیاده تو را تجهیز کرده‏ام. توجه داشته باش که هر روز و هر شب گزارش کار تو را برای من می‏فرستند.
2. در این روز "حبیب بن مظاهر اسدی" به امام حسین علیه‏السلام عرض کرد: یابن رسول اللّه‏! در این نزدیکی طائفه‏ای از بنی اسد سکونت دارند که اگر اجازه دهی من به نزد آنها بروم و آنها را به سوی شما دعوت نمایم.
امام علیه‏السلام اجازه دادند و حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت: بهترین ارمغان را برایتان آورده‏ام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت می‏کنم، او یارانی دارد که هر یک از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند نمود. عمر بن سعد او را با لشکری انبوه محاصره کرده است، چون شما قوم و عشیره من هستید، شما را به این راه خیر دعوت می‏نمایم... .
در این هنگام مردی از بنی‏اسد که او را "عبداللّه‏ بن بشیر" می‏نامیدند برخاست و گفت: من اولین کسی هستم که این دعوت را اجابت می‏کنم و سپس رجزی حماسی خواند:
قَدْ عَلِمَ الْقَومُ اِذ تَواکلوُا وَاَحْجَمَ الْفُرْسانُ تَثاقَلُوا
اَنِّی شجاعٌ بَطَلٌ مُقاتِلٌ کَاَنَّنِی لَیثُ عَرِینٍ باسِلٌ
"حقیقتا این گروه آگاهند ـ در هنگامی که آماده پیکار شوند و هنگامی که سواران از سنگینی و شدت امر بهراسند، ـ که من [رزمنده‏ای] شجاع، دلاور و جنگاورم، گویا همانند شیر بیشه‏ام."
سپس مردان قبیله که تعدادشان به 90 نفر می‏رسید برخاستند و برای یاری امام حسین علیه‏السلام حرکت کردند. در این میان مردی مخفیانه عمر بن سعد را آگاه کرد و او مردی بنام "ازْرَق" را با 400 سوار به سویشان فرستاد. آنان در میان راه با یکدیگر درگیر شدند، در حالی که فاصله چندانی با امام حسین علیه‏السلام نداشتند. هنگامی که یاران بنی‏اسد دانستند تاب مقاومت ندارند، در تاریکی شب پراکنده شدند و به قبیله خود بازگشتند و شبانه از محل خود کوچ کردند که مبادا عمر بن سعد بر آنان بتازد.
حبیب بن مظاهر به خدمت امام علیه‏السلام آمد و جریان را بازگو کرد. امام علیه‏السلام فرمودند: "لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه‏ِ"14  

 

 

 

روز هفتم
1. در روز هفتم محرم عبید اللّه‏ بن زیاد ضمن نامه‏ای به عمر بن سعد از وی خواست تا با سپاهیان خود بین امام حسین و یاران، و آب فرات فاصله ایجاد کرده و اجازه نوشیدن آب به آنها ندهد.15
عمر بن سعد نیز بدون فاصله "عمرو بن حجاج" را با 500 سوار در کنار شریعه فرات مستقر کرد و مانع دسترسی امام حسین علیه‏السلام و یارانش به آب شدند.
2. در این روز مردی به نام "عبداللّه‏ بن حصین ازدی" ـ که از قبیله "بجیله" بود ـ فریاد برآورد: ای حسین! این آب را دیگر بسان رنگ آسمانی نخواهی دید! به خدا سوگند که قطره‏ای از آن را نخواهی آشامید، تا از عطش جان دهی!
امام علیه‏السلام فرمودند: خدایا! او را از تشنگی بکش و هرگز او را مشمول رحمت خود قرار نده.
حمید بن مسلم می‏گوید: به خدا سوگند که پس از این گفتگو به دیدار او رفتم در حالی که بیمار بود، قسم به آن خدایی که جز او پروردگاری نیست، دیدم که عبداللّه‏ بن حصین آنقدر آب می‏آشامید تا شکمش بالا می‏آمد و آن را بالا می‏آورد و باز فریاد می‏زد: العطش! باز آب می‏خورد، ولی سیراب نمی‏شد. چنین بود تا به هلاکت رسید.16  

 

 

 

روز هشتم 1. "خوارزمی" در مقتل الحسین و "خیابانی" در وقایع الایام نوشته‏اند که در روز هشتم محرم امام حسین علیه‏السلام و اصحابش از تشنگی سخت آزرده خاطر شده بودند؛ بنابراین امام علیه‏السلام کلنگی برداشت و در پشت خیمه‏ها به فاصله نوزده گام به طرف قبله، زمین را کَند، آبی گوارا بیرون آمد و همه نوشیدند و مشکها را پر کردند، سپس آن آب ناپدید شد و دیگر نشانی از آن دیده نشد. هنگامی که خبر این ماجرا به عبیداللّه‏ بن زیاد رسید، پیکی نزد عمر بن سعد فرستاد که: به من خبر رسیده است که حسین چاه می‏کَند و آب بدست می‏آورد. به محض اینکه این نامه به تو رسید، بیش از پیش مراقبت کن که دست آنها به آب نرسد و کار را بر حسین علیه‏السلام و یارانش سخت بگیر. عمر بن سعد دستور وی را عمل نمود.17
2. در این روز "یزید بن حصین همدانی" از امام علیه‏السلام اجازه گرفت تا با عمر بن سعد گفتگو کند. حضرت اجازه داد و او بدون آنکه سلام کند بر عمر بن سعد وارد شد؛ عمر بن سعد گفت: ای مرد همدانی! چه چیز تو را از سلام کردن به من بازداشته است؟ مگر من مسلمان نیستم؟ گفت: اگر تو خود را مسلمان می‏پنداری پس چرا بر عترت پیامبر شوریده و تصمیم به کشتن آنها گرفته‏ای و آب فرات را که حتی حیوانات این وادی از آن می‏نوشند از آنان مضایقه می‏کنی؟
عمر بن سعد سر به زیر انداخت و گفت: ای همدانی! من می‏دانم که آزار دادن به این خاندان حرام است، من در لحظات حسّاسی قرار گرفته‏ام و نمی‏دانم باید چه کنم؛ آیا حکومت ری را رها کنم، حکومتی که در اشتیاقش می‏سوزم؟ و یا دستانم به خون حسین آلوده گردد، در حالی که می‏دانم کیفر این کار، آتش است؟ ای مرد همدانی! حکومت ری به منزله نور چشمان من است و من در خود نمی‏بینم که بتوانم از آن گذشت کنم.
یزید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام علیه‏السلام رساند و گفت: عمر بن سعد حاضر شده است شما را در برابر حکومت ری به قتل برساند.18
3. امام علیه‏السلام مردی از یاران خود بنام "عمرو بن قرظة" را نزد ابن سعد فرستاد و از او خواست تا شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند.
شب هنگام امام حسین علیه‏السلام با 20 نفر و عمر بن سعد با 20 نفر در محل موعود حاضر شدند. امام حسین علیه‏السلام به همراهان خود دستور داد تا برگردند و فقط برادر خود "عباس" و فرزندش "علی‏اکبر" را نزد خود نگاه داشت. عمر بن سعد نیز فرزندش "حفص" و غلامش را نگه داشت و بقیه را مرخص کرد.
در این ملاقات عمر بن سعد هر بار در برابر سؤال امام علیه‏السلام که فرمود: آیا می‏خواهی با من مقاتله کنی؟ عذری آورد. یک بار گفت: می‏ترسم خانه‏ام را خراب کنند! امام علیه‏السلام فرمود: من خانه‏ات را می‏سازم. ابن سعد گفت: می‏ترسم اموال و املاکم را بگیرند! فرمود: من بهتر از آن را به تو خواهم داد، از اموالی که در حجاز دارم. عمر بن سعد گفت: من در کوفه بر جان افراد خانواده‏ام از خشم ابن زیاد بیمناکم و می‏ترسم آنها را از دم شمشیر بگذراند.
حضرت هنگامی که مشاهده کرد عمر بن سعد از تصمیم خود باز نمی‏گردد، از جای برخاست در حالی که می‏فرمود: تو را چه می‏شود؟ خداوند جانت را در بسترت بگیرد و تو را در قیامت نیامرزد. به خدا سوگند! من می‏دانم که از گندم عراق نخواهی خورد!
ابن سعد با تمسخر گفت: جو ما را بس است.19
4. پس از این ماجرا، عمر بن سعد نامه‏ای به عبیداللّه‏ نوشت و ضمن آن پیشنهاد کرد که حسین علیه‏السلام را رها کنند؛ چرا که خودش گفته است که یا به حجاز برمی‏گردم یا به مملکت دیگری می‏روم. عبیداللّه‏ در حضور یاران خود نامه ابن سعد را خواند، "شمر بن ذی الجوشن" سخت برآشفت و نگذاشت عبیداللّه‏ با پیشنهاد عمر بن سعد موافقت کند.20  

 

 

 

روز نهم 1. در روز نهم محرم (تاسوعای حسینی) شمر بن ذی الجوشن با نامه‏ای که از عبیداللّه‏ داشت از "نُخیله" ـ که لشکرگاه و پادگان کوفه بود ـ با شتاب بیرون آمد و پیش از ظهر روز پنجشنبه نهم محرم وارد کربلا شد و نامه عبیداللّه‏ را برای عمر بن سعد قرائت کرد.
ابن سعد به شمر گفت: وای بر تو! خدا خانه ات را خراب کند، چه پیام زشت و ننگینی برای من آورده‏ای. به خدا قسم! تو عبیداللّه‏ را از قبول آنچه من برای او نوشته بودم بازداشتی و کار را خراب کردی... .21
2. شمر که با قصد جنگ وارد کربلا شده بود، از عبیداللّه‏ بن زیاد امان نامه‏ای برای خواهرزادگان خود و از جمله حضرت عباس علیه‏السلام گرفته بود که در این روز امان نامه را بر آن حضرت عرضه کرد و ایشان نپذیرفت.
شمر نزدیک خیام امام حسین علیه‏السلام آمد و عباس، عبداللّه‏، جعفر و عثمان (فرزندان امام علی علیه‏السلام که مادرشان ام‏البنین علیها‏السلام بود) را طلبید. آنها بیرون آمدند، شمر گفت: از عبیداللّه‏ برایتان امان گرفته‏ام. آنها همگی گفتند: خدا تو را و امان تو را لعنت کند، ما امان داشته باشیم و پسر دختر پیامبر امان نداشته باشد؟!22
3. در این روز اعلان جنگ شد که حضرت عباس علیه‏السلام امام علیه‏السلام را باخبر کرد. امام حسین علیه‏السلام فرمود: ای عباس! جانم فدای تو باد، بر اسب خود سوار شو و از آنان بپرس که چه قصدی دارند؟
حضرت عباس علیه‏السلام رفت و خبر آورد که اینان می‏گویند: یا حکم امیر را بپذیرید یا آماده جنگ شوید.
امام حسین علیه‏السلام به عباس فرمودند: اگر می‏توانی آنها را متقاعد کن که جنگ را تا فردا به تأخیر بیندازند و امشب را مهلت دهند تا ما با خدای خود راز و نیاز کنیم و به درگاهش نماز بگذاریم. خدای متعال می‏داند که من بخاطر او نماز و تلاوت قرآن را دوست دارم.23
حضرت عباس علیه‏السلام نزد سپاهیان دشمن بازگشت و از آنان مهلت خواست. عمر بن سعد در موافقت با این درخواست تردید داشت، سرانجام از لشکریان خود پرسید که چه باید کرد؟ "عمرو بن حجاج" گفت: سبحان اللّه‏! اگر اهل دیلم و کفار از تو چنین تقاضایی می‏کردند سزاوار بود که با آنها موافقت کنی.
عاقبت فرستاده عمر بن سعد نزد عباس علیه‏السلام آمد و گفت: ما به شما تا فردا مهلت می‏دهیم، اگر تسلیم شدید شما را به عبیداللّه‏ می‏سپاریم وگرنه دست از شما برنخواهیم داشت.24  

 

  

چهار حادثه مهم شب عاشورا
1. در شب عاشورا به "محمد بن بشیر حضرمی" یکی از یاران امام حسین علیه‏السلام خبر دادند که فرزندت در سرحدّ ری اسیر شده است. او در پاسخ گفت: ثواب این مصیبت او و خود را از خدای متعال آرزو می‏کنم و دوست ندارم فرزندم اسیر باشد و من زنده بمانم. امام حسین علیه‏السلام چون سخن او را شنید فرمود: خدا تو را بیامرزد، من بیعت خود را از تو برداشتم، برو و در آزاد کردن فرزندت بکوش.
محمد بن بشیر گفت: در حالی که زنده هستم، طعمه درندگان شوم اگر چنین کنم و از تو جدا شوم.
امام علیه‏السلام پنج جامه به او داد که هزار دینار ارزش داشت و فرمود: پس این لباسها را به فرزندت که همراه توست بسپار تا در آزادی برادرش مصرف کند.25
2. امام حسین علیه‏السلام در سخنرانی شب عاشورا خبر از شهادت یاران خود داد و آنان را به پاداش الهی بشارت داد. در این مجلس "قاسم بن الحسن" به امام علیه‏السلام عرض کرد: آیا من نیز به شهادت خواهم رسید؟ امام با عطوفت و مهربانی فرمود: فرزندم! مرگ در نزد تو چگونه است؟ عرض کرد: ای عمو! مرگ در کام من از عسل شیرین‏تر است. امام علیه‏السلام فرمودند: آری تو نیز به شهادت خواهی رسید بعد از آنکه به رنج سختی مبتلا شوی، و همچنین پسرم عبداللّه‏ (کودک شیرخوار) به شهادت خواهد رسید.
قاسم گفت: مگر لشکر دشمن به خیمه‏ها هم حمله می‏کنند؟ امام علیه‏السلام به ماجرای شهادت عبداللّه‏ اشاره نمودند که قاسم بن الحسن تاب نیاورد و زارزار گریست و همه بانگ شیون و زاری سر دادند.26
3. امام علیه‏السلام در شب عاشورا دستور دادند برای حفظ حرم و خیام، خندقی را پشت خیمه‏ها حفر کنند. حضرت دستور داد به محض حمله دشمن چوبها و خار و خاشاکی که در خندق بود را آتش بزنند تا ارتباط دشمن از پشت سر قطع شود و این تدبیر امام علیه‏السلام بسیار سودمند بود.27
4. مرحوم شیخ صدوق در کتاب ارزشمند "امالی" نوشته است: شب عاشورا حضرت علی‏اکبر علیه‏السلام و 30 نفر از اصحاب به دستور امام علیه‏السلام از شریعه فرات آب آوردند. امام علیه‏السلام به یاران خود فرمود: برخیزید، غسل کنید و وضو بگیرید 28
و اینک میدانی دوباره، اینک 72 یار و هزاران دشمن کینه‏توزی که رحم و مروّت را از ازل نیاموخته‏اند. اینک عاشورا که هر چه از آن بگوییم کم گفته‏ایم، از برخوردهای جلاّدانه سپاه عمر بن سعد، یا عنایات و الطاف سیدالشهداء علیه‏السلام .
سردارانی، سپاه عظیمی را به سوی جهنم رهبری می‏کردند و امام معصومی لشکر کم تعداد خود را به بهشت بشارت می‏داد... و سرانجام شهادت، خون، نیزه، عطش و اطفال، تازیانه و سرهای بریده، آه از اسارت و شام، آه از خرابه و...

تا به قتلت عدو شتاب گرفت چرخ را سخت اضطراب گرفت
ریخت خون مقدّست به زمین آسمان زاشک آب گرفت
ابر خون ماه عارضت پوشاند همه گفتند آفتاب گرفت
ناله مصطفی به گوش رسید موج خون زچشم بوتراب گرفت
شد سیه رنگ آسمان از خشم که زخونت زمین خضاب گرفت
آن تن پاره پاره را دربر گه سکینه گهی رباب گرفت
شست زینب زاشک جسمت را بلکه از چشم خود گلاب گرفت
بر تن پاره پاره داد سلام زآن بریده ‏گلو جواب گرفت
هردم از زخم بی‏حساب تَنَتْ خم شد و بوسه بی‏حساب گرفت
(29)  

 

  

 

پاورقیها: 1. الامام الحسین و اصحابه، ص194؛ البدء والتاریخ، ج6، ص10.
2. اللهوف، ص35.
4. مقتل الحسین مقرّم، ص 184.
5. بحارالانوار، ج44، ص381.
6. ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص84.
7. مستدرک الوسایل، ج14، ص61؛ مجمع البحرین، ج5، ص461.
8. تاریخ طبری، ج5، ص410.
9. بحارالانوار، ج44، ص386.
10. او پیامبر را درک کرد، ولی مرتد شده و خود را به عنوان مؤذّن فردی بنام "سجاح" که ادعای نبوّت کرده بود قرار داد و سپس به اسلام بازگشت و سرانجام در صفّین بر علیه امام علی علیه‏السلام جنگید و در کربلا نیز از لشکریان یزید بود.
11. عوالم العلوم، ج17، ص237.
12. مقتل الحسین(مقرّم)، ص199.
13. همان.
14. بحارالانوار، ج44، ص386.
15. انساب الاشراف، ج3، ص180.
16. ارشاد شیخ مفید، ج2، ص86.
17. وقایع الایام، ج5، ص27؛ مقتل الحسین، خوارزمی، ج1، ص244.
18. کشف الغمة، ج2، ص47.
19. بحارالانوار، ج44، ص388.
20. ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص82.
21. همان، ج2، ص89.
22. انساب الاشراف، ج3، ص184.
23. الملهوف، ص38.
24. ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص91.
25. الملهوف، ص39.
26. نفس المهموم، ص230.
27. الامام الحسین و اصحابه، ص257.
28. امالی شیخ صدوق، مجلس30.
29. شعر از غلامرضا سازگار.

ماه محرم




img/daneshnameh_up/1/10/h19.jpg
محرم نخستین ماه از ماه‌های دوازده گانه قمری و یکی از ماه‌های حرام است که در دوران جاهلیت و نیز در اسلام، جنگ در آن تحریم شده بود.
شب و روز اول محرم به عنوان اول سال قمری دارای نماز و آداب خاصی است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان بیان شده است.

محرم، ماه حزن و اندوه و عزاداری شیعیان در شهادت حضرت امام حسین علیه السلام است.
حوادث و وقایع فراوانی در ماه محرم رخ داده است که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شویم:

غزوه ذات الرقاع، فتح خیبر، ازدواج حضرت زهرا، ورود امیر مؤمنان علی علیه السلام، حادثه خونین کربلا - تاسوعا و عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام و اسارت خاندان امام به کوفه و شام.

همچنین نقل است که به خلافت رسیدن عثمان، قتل محمد امین برادر مأمون عباسی، قتل جعفر برمکی و انقراض آل برمک و دولت برامکه، واقعه هولاکو و مستعصم و انقراض دولت بنی عباس در این ماه بوده است.

عروج حضرت ادریس به آسمان، استجابت دعای حضرت زکریا علیه السلام، عبور حضرت موسی علیه السلام از دریا و غرق شدن فرعونیان در نیل و عذاب اصحاب فیل نیز در ماه محرم رخ داده است.

منابع:

هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 53؛ مفاتیح الجنان، ص 521

                           محرم و عاشورا

* محرم ماهي است كه عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قيام كرده ، و به اثبات رسانده است كه در طول تاريخ ، هميشه حق بر باطل پيروز شده است.


* محرم ماهي است كه به وسيله سيد مجاهدان و مظلومان اسلام زنده شده ،  و از توطئه عناصر فاسد و رژيم بني اميه،  كه اسلام را تا  لب پرتگاه برده بودند ، رهايي بخشيد.


* اين خون سيد الشهدا است كه خونهاي همه ملت هاي اسلامي را به جوش مي آورد .

* ماه محرم براي مذهب تشيّع ماهي است كه پيروزي، در متن فداكاري و خون به دست آمده است.


* محرم ماه نهضت بزرگ سيد شهيدان و سرور اولياي خداست، كه با قيام خود در مقابل طاغوت، تعليم سازندگي و كوبندگي به بشر داد، وراه فناي ظالم و شكستن ستمكار را به فدايي دادن و فدايي شدن  دانست. واين خود سرلوحۀ تعليمات اسلام است براي ملتها تا آخر دهر.


* با حلول ماه محرم، ماه حماسه و شجاعت و فداكاري آغاز شد.ماهي كه خون بر شمشير پيروز شد.ماهي كه قدرت حق، باطل را تا ابد محكوم ‍«و داغ باطله » بر جبهه ستمكاران و حكومتهاي شيطاني زد. ماهي كه به نسل ها در طول تاريخ ، راه پيروزي بر سر نيزه را آموخت.ماهي كه شكست ابر قدرتها را در مقابل كلمه حق، به ثبت رساند.ماهي كه امام مسلمين ، راه مبارزه با ستمكاران تاريخ را به ما آموخت.


* سيد الشهدا را كشتند، اسلام ترقي اش بيشتر شد.


* سيدالشهدا _سلام الله عليه_ با همه اصحاب و عشيره اش قتل عام شدند،لكن مكتبشان را جلو بردند.


* شهادت حضرت سيدالشهدا مكتب را زنده كرد .


* زنده نگه داشتن عاشورا ، يك مسأله بسيار مهم سياسي _ عبادي است.


* انقلاب اسلامي ايران ، پرتويي از عاشورا و انقلاب عظيم الهي آن است.


* كربلا كاخ ستمگري را با خون در هم كوبيد ، و كربلاي ما كاخ سلطنت شيطاني را فرو ريخت.


* كربلا را زنده نگه داريد و نام مبارك حضرت سيد الشهدا را زنده نگه داريد ، كه با زنده  بودن او اسلام زنده  نگه داشته مي شود.


* مسأله كربلا ، كه خودش در رأس مسائل سياسي هست ، بايد زنده بماند.


* ملت بزرگ ما بايد خاطره عاشورا را، با موازين اسلامي ، هر چه شكوهمندتر حفظ نمايد.


* اين محرم را زند ه نگه داريد؛ ما هر چه داريم از اين محرم است.


* محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است.


* تمام اين وحدت كلمه اي كه مبدأ پيروزي ما شد ، براي خاطر اين مجالس عزا و اين مجالس سوگواري و اين  مجالس تبليغ و ترويج اسلام شد.


* مجالس بزرگداشت سيد مظلومان و سرور آزادگان ، كه مجالس غلبه سپاه عقل بر جهل،و عدل بر ظلم، وامانت بر خيانت، و حكومت اسلامي بر حكومت طاغوت است ، هر چه با شكوه تر و فشرده تر بر پا شود ، و بيرق هاي خونين عاشورا به علامت حلول روز انتقام مظلوم و ظالم ، هر چه بيشتر افراشته شود.

 

* ماه محرم ماهي است كه مردم آماده اند براي شنيدن مطالب حق.


* گريه كردن بر عزاي امام حسين ، زنده نگه داشتن نهضت ، و زنده نگه داشتن همين معنا كه يك جمعيت كمي در مقابل يك امپراطوري بزرگ ايستاد ، دستور است.


* بايد سينه زدن هم محتوا داشته باشد.


* عاشورا روز عزاي عمومي ملت مظلوم است ، روز حماسه و تولد جديد اسلام و مسلمانان است.


   

محرم در کلام امام خمینی (ره)

محرّم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است‏.
امام خمینی (ره)

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

با حلول ماه محرّم، ماه حماسه و شجاعت و فداكارى آغاز شد؛ ماهى كه خون بر شمشير پيروز شد، ماهى كه قدرت حق، باطل را تا ابد محكوم و داغ باطل بر جبهه ستمكاران و حكومتهاى شيطانى زد، ماهى كه به نسلها در طول تاريخ، راه پيروزى بر سر نيزه را آموخت، ماهى كه شكست ابرقدرتها را در مقابل كلمه حق به ثبت رساند، ماهى كه امام مسلمين، راه مبارزه با ستمكاران تاريخ را به ما آموخت، راهى كه بايد مشت گره كرده آزاديخواهان و استقلال طلبان و حق گويان بر تانكها و مسلسلها و جنود ابليس غلبه كند و كلمه حق، باطل را محو نمايد. امام مسلمين به ما آموخت كه در حالى كه ستمگر زمان بر مسلمين حكومت جائرانه مى‏كند، در مقابل او اگر چه قواى شما ناهماهنگ باشد بپاخيزيد و استنكار كنيد و اگر كيان اسلام را در خطر ديديد، فداكارى كنيد و خون نثار نماييد. (1)

زنده نگهداشتن محرّم و ذكر مصائب اهل بيت (ع)

بايد ماها و شماها در گفتارى كه داريم و خصوصاً در اين ماه محرّم و صفر، كه ماه بركات اسلامى است و ماه زنده ماندن اسلام است، بايد ما محرّم و صفر را زنده نگه داريم به ذكر مصائب اهل بيت- عليهم السلام- كه با ذكر مصائب اهل بيت- عليهم السلام- زنده مانده است اين مذهب تا حالا؛ با همان وضع سنتى، با همان وضع مرثيه سرايى و روضه‏خوانى. شياطين به گوش شما نگويند كه ما انقلاب كرديم، حالا بايد همان مسائل انقلاب را بگوييم و مسائلى كه در سابق بود حالا ديگر منسى بايد بشود؛ خير.

ما بايد حافظ اين سنتهاى اسلامى، حافظ اين دستجات مبارك اسلامى كه در عاشورا، در محرّم و صفر، در مواقع مقتضى به راه مى‏افتند، [باشيم؛] تأكيد كنيم كه بيشتر دنبالش باشند. محرّم و صفر است كه اسلام را نگه داشته است. فداكارى سيد الشهدا- سلام اللَّه عليه- است كه اسلام را براى ما زنده نگه داشته است؛ زنده نگه داشتن عاشورا با همان وضع سنتى خودش از طرف روحانيون، از طرف خطبا، با همان وضع سابق و از طرف توده‏هاى مردم با همان ترتيب سابق كه دستجات معظم و منظم، دستجات‏ عزادارى به عنوان عزادارى راه مى‏افتاد. بايد بدانيد كه اگر بخواهيد نهضت شما محفوظ بماند، بايد اين سنتها را حفظ كنيد. البته اگر يك چيزهاى ناروايى بوده است سابق و دست اشخاص بى‏اطلاع از مسائل اسلام بوده، آنها بايد يك قدرى تصفيه بشود، لكن عزادارى به همان قوّت خودش بايد باقى بماند و گويندگان پس از اينكه مسائل روز را گفتند، روضه را همان طور كه سابق مى‏خواندند و مرثيه را همان طور كه سابق مى‏خواندند، بخوانند و مردم را مهيا كنند براى فداكارى.

اين خون سيد الشهداست كه خونهاى همه ملتهاى اسلامى را به جوش مى‏آورد و اين دسته‏جات عزيز عاشوراست كه مردم را به هيجان مى‏آورد و براى اسلام و براى حفظ مقاصد اسلامى مهيا مى‏كند. در اين امر، سستى نبايد كرد. البته بايد مسائل روز گفته بشود.

بايد در همه منابر به اين جوانهايى كه گول خورده‏اند- از اين منافقين و امثال آنها- نصيحت بشود، دعوت به حق بشود. بايد آنها را فهماند كه اينهايى كه شما را دعوت مى‏كنند كه به ضد جمهورى اسلامى قيام كنيد، اينها با اسلام بَدند؛ با اسم اسلام، مى‏خواهند اسلام را از بين ببرند. اينها يك روز با مقاصد اسلامى همراه نبوده‏اند. اينها نهج البلاغه و قرآن را اسباب دست قرار دادند؛ براى اينكه نهج البلاغه و قرآن را از بين ببرند. و اين جوانهاى بى‏اطلاع، اين دخترهاى بى‏اطلاع، اين پسرهاى بى‏اطلاع [كه‏] دستخوش اين تبليغات سوء اينها شده‏اند و در مقابل ملت ايستاده‏اند و در مقابل ملت مى‏خواهند كارى انجام بدهند، حالا بايد بفهمند اينها كه نمى‏توانند كارى انجام بدهند.اگر بيايند در خيابانها و بخواهند شلوغ بكنند، همان خود مردم آنها را تربيت مى‏كنند.

قواى نظامى و انتظامى قدرتمندند و جلوى اينها را مى‏گيرند. شما بچه‏ها و جوانها، چرا خون خودتان را به هدر مى‏دهيد؟ شما برگرديد به اسلام، رها كنيد اين اشخاصى كه شما را اغوا مى‏كنند و بياييد توبه كنيد، قبل از اينكه در صحنه گرفتار بشويد كه آن وقت مشكل است. (2)

انقلاب ايران ثمره مجالس عزاداريها

ملت ما قدر اين مجالس را بدانند، مجالسى است كه زنده نگه مى‏دارد ملتها را. در ايام عاشورا زياد و زيادتر و در ساير ايام هم غير اين ايام متبركه، هفته‏ها هست و جنبشهاى اين طورى هست. اگر بُعد سياسى اينها را اينها بفهمند، همان غربزده‏ها هم مجلس بپا مى‏كنند و عزادارى مى‏كنند، چنانچه ملت را بخواهند و كشور خودشان را بخواهند. من اميدوارم كه هر چه بيشتر و هر چه بهتر اين مجالس بر پا باشد. و از خطباى بزرگ تا آن نوحه‏خوان در اين تأثير دارد. آن كه ايستاده پاى منبر چند شعر مى‏گويد و چند شعر مى‏خواند با آن كه در منبر است و خطيب است، اينها هر دو در اين مسأله تأثير دارند؛ تأثير طبيعى دارند.

گرچه خود بعضى اشخاص هم ندانند دارند چه مى‏كنند، مِنْ حيْثُ لا يَشْعُرْ.

تقريباً ما به اين مرتبه رسيده‏ايم كه ملت ما يكدفعه يك انقلابى كرد و يك انفجارى درش حاصل شد كه نظير آن در هيچ جا نبود. يك ملتى كه همه چيزش وابسته بود و اين رژيم سابق همه چيز اين را از دست داده بود و همه شرافت انسانى اين كشور را از دست‏ داده بود و همه چيز ما را وابسته كرده بود، يكدفعه يك انفجارى حاصل شد كه اين انفجار در بركت همين مجالسى [بود] كه همه كشور را، همه مردم را دور هم جمع مى‏كرد و همه به يك نقطه نظر مى‏كردند. اين مسأله را بايد آقايان خطبا و ائمه جماعت و ائمه جمعه درست بيشتر از آن قدرى كه من مى‏دانم، براى مردم تشريح كنند تا اينكه گمان نكنند كه ما يك ملت گريه هستيم. ما يك ملتى هستيم كه با همين گريه‏ها، يك قدرت 2500 ساله را از بين برديم. (3)

 

 

1- صحيفه امام، ج‏5، ص: 75

2- صحيفه امام، ج‏15، ص: 331-330

3- صحيفه امام، ج‏16، ص: 348-347


شهرستان ایرانشهر

شهرستان ایرانشهر

تقسیمات کشوری

شهرستان ایرانشهر با مساحت 30230 کیلومتر مربع در مرکز استان سیستان و بلوچستان قرار گرفته و فاصله مرکز شهرستان تا مرکز استان 321 کیلومتر است . این شهرستان دارای تعداد 4 مرکز شهری و 4 بخش – 10 دهستان و 545 آبادی دارای سکنه است .

عوارض طبیعی

سرچشمه رودخانه و منتهی به رودخانه های کاجو – باهو و رابیچ در این شهرستان واقع می باشد .


منابع تامین آب و حوزه آبریز و شبکه رودخانه ها

آب این شهرستان ازطریق 1042 حلقه چاه 13 رشته قنات ---رشته چشمه با میزان آبدهی 5/95 میلیون متر مکعب و رودخانه های کاجو با میزان آبدهی 500 میلیون متر مکعب بطور متوسط سالانه تامین می شود.


اقلیم

شهرستان ایرانشهر دارای اقلیم بیابانی گرم و خشک می باشد . میانگین بارش سالانه در این شهرستان 5/105میلی متر و متوسط دمای آن در سال 82 از 2/47 الی 2/2- درجه سانتی گراد در تغییر است .


زبان و مذهب

مردم شهرستان ایرانشهر به لهجه بلوچی تکلم می کنند و لهجه های بلوچی و فارسی نیز رایج است . در این شهرستان 92/99 درصد جمعیت آن را مسلمانان شیعه /سنی/تشکیل می دهند.


کشاورزی و منابع طبیعی و دامپروری

در سال زراعی 83-1382 سطح زیر کشت محصولات زراعی و باغی شهرستان ایرانشهر بالغ بر 38084 هکتار است که 7/23 درصد از سطح کشت زیر کشت استان را تشکیل می دهد . از این مقدار 25 درصد به کشت باغات و75 درصد به زراعت های سالانه اختصاص دارد . محصولات عمده زراعی شهرستان غلات می باشد .طی همان سال ، 15 واحد صنعتی پرورش و نگهداری دام و طیور در سطح شهرستان فعال بوده است . همچنین میزان تولید شیر ، گوشت قرمز ، گوشت مرغ و عسل به ترتیب 5/15 ، 1/3 ، 6/0و002/0 هزار تن بوده است . لازم به ذکر است این شهرستان دارای 44 واحد پرورش ماهی با تولید 132هزار تن می باشد .


صنعت و معدن

تعداد صنایع موجود شهرستان ایرانشهر 76 واحد می باشد که تعداد – واحد آن در نقاط روستایی و تعداد – واحد بقیه در نقاط شهری مستقر می باشند . درسال 1382 تعداد 2 کارگاه فعال مسئولیت استخراج معادن را به عهده داشته که عمده ترین معادن موجود در سطح این شهرستان عبارتند از : آهک – مرمر – منگنز – تالک – ( صادره درسال 83 ) سهم شهرستان از کارگاه های معدنی فعال استان 3/13 درصد می باشد

گالری تصاویر ایرانشهر

موقعیت جغرافیایی و ویژگیهای طبیعی

شهرستان ایرانشهر در ناحیه مرکزی بلوچستان با مساحتی بالغ بر 30200 کیلومتر مربع و با ارتفاع متوسط591 متر از سطح دریا در فاصله 345 کیلو متری مرکز استان سیستان و بلوچستان واقع و 15 درصد وسعت استان را به خود اختصاص داده است .

این شهرستان از شمال به شهرستان های خاش ,از شرق به سراوان , از جنوب به شهرستان های سرباز و نیکشهر و از غرب به استان کرمان و دشت جازموریان محدود است .

شامل 4 بخش ( مرکزی , بمپور , بزمان و دلگان ) و شهرهای ایرنشهر , بزمان , گلمورتی و 10 دهستان ( حومه , بمپور شرقی  بمپور غربی , دامن , ابتر ,آب  رئیس , بزمان , دگان , هودیان و جلگه چاه هاشم ) می باشد .

از مهمترین ارتفاعات این شهرستان می توان به رشته کوههای بزمان با قله آتشفشانی  نیمه فعال ان اشاره نمود که با ارتفاع 3497 متر از سطح دریا پس از کوه تفتان مرتفع ترین ناهمواری استان سیستان و بلوچستان محسوب می گردد . کوه خضر نیزاز مهمترین قله های رشته کوههای بزمان  می باشد .

آب و هوای این شهرستان بواسطه وجود مناطق کوهستانی و مناطق پست شدیدا تحت تاثیر عوارض جغرافیایی و پستی و بلندی های متنوع ان می باشد ولی عموما دارای آب و هوای گرم و خشک و گاها شرجی بوده که تحت تاثیر باد های موسمی منطقه قرار دارد .متوسط درجه حرارت در تابستان 45 درجه و حداقل دما در زمستان 2 درجه سانتی گراد بالای صفر می باشد .

 منابع آبی

 شهرستان ایرانشهر در مقایسه با سایر  شهرستان های استان از نظر آب های زیر زمینی و سطحی از وضعیت بهتری برخوردار بوده و در حال حاضر عمده منابع تامین آب شهرستان ,رود خانه های فصلی و دائمی دامن و رودخانه بمپور می باشد . که از

ارتفاعات کارواندر  سر چشمه گرفته و پس از طی مسیری تقریبا 170 کیلومتری به ریگزار جازموریان می ریزد.

 پیشینه تاریخی

نام اولیه و کهن ایرانشهر  پره , پهره و معرب آن فهره می باشد که با توجه به متون مورخان ( ایرانی و غیر ایرانی ) باستان به این ناحیه گدروزیا  یا بلوچستان جنوبی اطلاق می شده است . مورخان و جغرافی نویسان اسلامی نیز از این مکان با عنوان فهره و یا فهلفهره یا فهرج در ناحیه مکران یاد نموده اند نام کنونی ایرانشهر از قدیم الایام  به عنوان یکی از کانونهای استقرار بشر تا کنون مطرح بوده است به گونه ای که در تمامی نقاط این شهرستان میتوان شواهد  متعددی از آثار سکونت بشر یافت نمودسایت های باستانی همچون بمپور , چاه حسینی , خوراب , اسپیدژ , سعید آباد , دامن و .... از این جمله اند ایرانشهر در دوره های تاریخی و اسلامی نیز از شکوه و رونق خاصی برخوردار بوده است به گونه ای که قلعه بمپور از دوران تاریخی (ساسا نیان ) و شمار فراوانی قلعهاز دوره اسلامی همچون بمپور , ابتر , ناصری , دامن و... گواه بر این مداعا است . بمپور در دوره افشاریان تا قاجاریه بعنوان مرکز حکمرانی بلوچستان جنوبی ( مکران ) ایفای نقش می نموده است . به گونه ای که ایالت کرمان و مکران بلوچستان به مرکزیت بمپور توسط حاکمی واحد اداره می شده است . اما پس از دوره قاجار با مرکزیت یافتن ایرانشهر بعنوان مرکز شهرستان ایرانشهر و ساخت قلعه ای عظیم در ان بمپور به یکباره اقتدار نظامی و سیاسی و حکمرانی خود را از دست داده و مرکزیت و مقر حکومت بلوچستان از بمپور به ایرانشهر انتقال و از این پس شهر به سرعت رشد نموده و گسترش می یابد .

 

مردم بلوچستان از قدیم الایام به صفات نیکویی همچون سخت کوشی و مهمان نوازی شهره بوده اند .

 بر اساس آخرین سر شماری سال 1385 کل جمعیت این شهرستان 274136 نفر بوده است که از این میان 143715 نفر آن را جمعیت شهری و 130421 نفر را جمعیت روستایی تشکیل می دهند .

دین اکثریت قاطع مردم ایرانشهر اسلام و با گرایش های مذهبی اهل سنت و شیعه بوده زبان مردم ایرانشهر در بلوچستان بلوچی می باشد که در مناطق مختلف بلوچستان با گویش های مختلف و متفاوت رواج دارد این زبان همانند زبان های رایج گیلکی و کردی ریشه زبان پهلوی میانه دارد .

عمده ترین شیوه های معیشتی مردمان ایرانشهر کشاورزی , دامداری , تجارت و صیادی و صنایع دستی  می باشد .

عشایر بلوچ درصد بالایی از ساکنان مناطق روستایی و غیر شهری شهرستان ایرانشهر را تشکیل می دهند که عمدتا در سیاه چادر ها (گدام ) و کپر های ساخته شده از شاخ و برگ نخل خرما و داز زندگی می کنند , عمده معیشت این خانوار ها از طریق نگه داری دام خصوصا بز  می باشد .

 اعیاد

 از مهمترین اعیاد آنها اعیاد مذهبی غدیر ,قربان و فطر به همراه مناسبت های دیگری همچون مبعث پیامبر (ص) نیمه شعبان و سالروز ولادت ائمه اطهار می باشد .

 شعر و موسیقی محلی

 موسیقی ایرانشهر طی سالیان دراز گرما بخش شادی و شور مردم این سامان بوده است  سازه هایی مثل قیچک ,رباب , بنجو , تمبورک ,و دهلک و سازهای ضربی مانند تشت و کوزه که خاص منطقه است وسعتی در خور توجه به موسیقی این خطه داده است . دهل و سرنا از دیگر ساز های رایج بویژه در منطقه دلگان رونق افزای جشن و سرور می باشد . از انواع موسیقی در شهرستان می توان  موسیقی های رزمی , مجلسی و عرفانی و حماسی را نام برد .

از استادان و هنرمندان بنام ایرانشهر می توان از استاد شیر محمد اسپندار نوازنده دونلی و غلامرسول دینار زهی خواننده و نوازنده موسیقی بلوچی و قادر بخش آبسالان شاعر معاصر نام برد .

 بازیهای محلی

تنوع و تعدد بازی های سنتی در بلوچستان گسترده است برخی از این بازیها عبارتند از تلکی , هپت سنگ , هدکان رو , لکرشانکی , سرسره بازی و ....

 

پوشاک

پوشش مردان و زنان بلوچ بسیار ساده و در عین حال زیبا و مناسب برای اقلیم بلوچستان  می باشد .عموما پوشاک مردان بلوچ شامل یک پیراهن بلندو شلوار گشاد  و بسیار پرچین به همراه دستار یا لنگی بردور سر می باشد . پوشاک زنان بلوچ نیز تقریبا مشابه پوشاک مردان است با این تفاوت که بخشهایی از سر آستین , سر پارچه و قسمت پیش و جلوی پیراهن را با قطعات پارچه با زیبا ترین نقش های بومی و محلی رنگارنگ  سوزن دوزی شده و تزئین نموده اند , رنگ و نقش این تزئینات سوزن دوزی شده در مناطق مختلف بلوچستان اندکی با هم متفاوت می باشد .

 

صنایع دستی و هنر های سنتی

 در بلوچستان در کنار زندگی متداول روز مره , دستان هنرمند زنان و مردان بلوچ دست ساخته ها و دست بافته های زیبایی را خلق می کنند که جهت استفاده خود و جهت فروش به نقاط دیگر صادر می شود . سوزن دوزی , تکه دوزی , بلوچی دوزی , گلیم , حصیر , سبد , زیور آلات سنتی  و البسه محلی از مشهورترین صنایع دستی و محصولات این شهرستان می باشد .

 سوزن دوزی

شاخص ترین هنر مردم بلوچستان سوزن دوزی می باشد این هنر که از هنر های پر سابقه و اصیل این منطقه است  عبارت است از نقش آفرینی زنان بلوچ با سوزن و نخ های رنگی بروی قطعه ای پارچه .سوزن دوزی مهمترین هنر زنان بلوچ است که با اندکی تغییر در نقش مایه ها در تمامی نقاط بلوچستان مشاهده می گردد .

 سفال گری

با توجه به پژوهش های باستان شنا سی انجام یافته در سایت های مهم باستانی  این شهرستان سابقه تولید  و استفاده از ظروف سفالی  به 7000 سال قبل باز می گردد . از مهمترین مناطق باستانی متعلق به هزاره های چهارم و سوم پیش از میلاد در شهرستان ایرانشهر می توان به سایت های باستانی چاه حسینی , خوراب , بمپور , دامن , اسپیدژ و چگردو و ... اشاره نمود  که در آن مجموعه ای متنوع از دهها هزار بقایای ریز سفالی با فرمهای گوناگون همچون کاسه , خمره , سبو , پیاله و کوزه و...

با خمیره های نخودی , قرمز و خاکستری منقوش و یا نقوش گیاهی جانوری و هندسی وجود دارد . نقش مایه عمده سفال ها ی بلوچستان را نقوش گیاهی و جانوری بومی و محلی همچون نقش نخل خرما , و نقوش حیواناتی همچون نقوش عقرب و پرندگان و.. . تشکیل می دهند .

 حصیر بافی

  از دیگر هنرهای دستی ایرانشهر  می توان به حصیر بافی ( بوریا بافی و پرده بافی ) اشاره نموده ، مواد اولیه حصیر از نوعی درخت وحشی خرما به نام داز که در کنار رود خانه ها می روید ، تهیه می گردد . از محصولات عمده آن می توان به زیر انداز سجاده ، پرده و سبد و... اشاره کرد .

 

جاذبه های تاریخی

پیشینه پژوهش های باستان شناختی شهرستان ایرانشهر :

 

شهرستان ایرانشهر بواسطه قرار گیری در شاه راه ارتباطی فرهنگ های بزرگ پیش از تاریخ منطقه ، در بردارنده مجموعه ای از کهن ترین ، با ارزش ترین و مهمترین سایت های باستانی و تاریخ می باشد .

با توجه به سابقه مطالعات باستان شناختی پژوهشگران و محققان داخلی و خارجی در اسپیدژ و چگرد مهمترین کانون های استقراری با فرهنگهای بمپور و جازموریان در منطقه شناسایی گردید که در نوع خود از نظر تنوع آثار و تکنیکهای فنی بکار رفته در هزاره های چهارم و سوم ق . م بی نظیر می باشد .

 قلعه ناصری

 این قلعه زیبا در مرکز شهر ایرانشهر واقع شده است و یکی از وسیعترین و در عین حال زیباترین قلعه منطقه محسوب می گردد . در گذشته از آن به عنوان مرکز حکمرانی ایالت بلوچستان استفاده می شده است .

ناصر الدوله فرمانروا حاکم وقت ایالت کرمان و بلوچستان پیشنهاد ساخت یک دژ نظامی عظیم را در محل فعلی شهر ایرانشهر (فهرج یا پهره قدیم ) به ناصر الدین شاه قاجار می دهد ، ناصر الدین شاه با ساخت قلعه در فهرج موافقت می نماید و بدین طریق کار ساخت قلعه در سال 1264 ه . ق توسط شخصی بنام استاد حسین معمار باشی کرمانی آغاز و پس از هفت سال به پایان رسید و از آن پس بنام قلعه ناصریه نامیده می شود .

پس از ساخت این قلعه عظیم و مستحکم مرکز حکمرانی بلوچستان از بمپور به ایرانشهر منتقل می گردد .

پس از استقرار دوست محمد خان این قلعه  با حکمرانی محلی این حاکم به قلعه دوست محمد خان نیز نامیده می شود .

 اسپیدژ

یکی از مهمترین کانون ها و مراکز استقرارمتعلق به دوران پیش از تاریخ و هزاره های سوم و دوم پیش از میلاد در شهرستان ایرانشهر اسپیدژ می باشد .

اسپیدژ در سال 1381  توسط سازمان میراث فرهنگی شناسایی و با شماره 6745 در فهرست آثار ملی کشور ثبت گردید .

گورستان اسپیدژ حدود 25 هکتار وسعت دارد  و آثار دو دوره متمایز دوره اسلامی و دوره پیش از تاریخ را در بر دارد . دوره اسلامی ان دارای قلعه سنگی , استحکامات سنگ چین و قبور آن می با شد .

آثار دوران پیش از تاریخ این بخش مربوط به دو دوره کوتاهتر زمانی , هزاره سوم قبل از میلاد  و عصر برنز و دیگری اواسط هزاره دوم قبل از میلاد و اواخر عصر برنز جدید و آغاز عصر آهن می باشد .

 بمپور

 بمپور واقع در 25 کیلومتری غرب ایرانشهر با دارا بودن 20 اثر مهم ( تپه پیش از تاریخ و قلعه تاریخی ) نقش مهمی را در روشن شدن زوایای تاریک تاریخ بلوچستان را در برهه ای از زمان دارا است . در خصوص وجه تسمیه بمپور برخی بر این عقیده اند که این شهر ساخته بهمن پسر اسفندیار است و نام اولیه آن بهمن پور بوده است که به تدریج بمپور شده است ولی در واقع آنرا از این رو بمپور می نامند که این قلعه تقریبا مشابه ارگ بم کرمان ولی در مقیاسی کوچکتر است .

برفراز تپه ای عظیم و مصنوعی احداث شده است زمان ساخت آن اگرچه دقیقا مشخص نیست ولی با توجه به سبک معماری و نحوه ساخت و برج و باروهای آن حداقل می بایست تاریخ ساخت آن به سده4 هجری باز گردد ولی با توجه به کاربرد های خشت های قطور و بزرگ با اندازه خشت های رایج دوره ساسا نی و همچنین شباهت  قلعه بمپور به بنا های دوره ساسانی منطقه از جمله قلعه دختر کرمان و ارگبم تاریخ ساخت آن می تواند به دوره ساسا نیان و قبل از اسلام نیز باز گردد ...

 جاذبه های طبیعی

 جاذبه های طبیعی و اقتصادی

شهرستان ایرانشهر به واسطه گستردگی و تنوع اقلیم دارای منابع طبیعی و اقتصادی گوناگونی می باشد که از مهمترین آنها می توان به منابع معدنی و انواع کانسار ها منابع و تولیدات کشاورزی همچون باغات نخیلات , صیفی جات و مرکبات و همچنین صنایع دستی و سنتی مانند گلیم بافی و حصیر بافی , سکه دوزی و آئینه دوزی و سفالگری و همچنین مشاغل صنعتی بازرگانی اشاره نمود .

 پوشش گیاهی

پوشش گیاهی مناطق مختلف کوهستانی و نیمه کوهستانی با مناطق جلگه ای و پست و هموار این شهرستان متفاوت می باشد انواع گونه های جنگلی داز ,کهور , کلیر ,چگرد , چش و کنار و ... را نام برد

علاوه بر گیاهان و درختچه های یاد شده گیاهانی همچون کلیر , مشکک , ریش بز , سداپ , بنگ دانه , وگون و درمنه و حنا , بارهنگ , پوته , اسپند و.... با مصارف دارویی نیز در این شهرستان می روید .

ساختمان بیت مقام معظم رهبری

 بنای یاد شده متعلق به آقای پرویز فاضلی بوده که در خیابان ولایت کوچه 18 واقع شده است  ملک مذکور در زمان رژیم ستم شاهی پذیرای مقام معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای بوده که معظم له دوران تبعید را در آنجا سپری نموده است .این مکان در سال 70 از سوی صاحب آن به عنوان یاد بودی از اقامت رهبر انقلاب به سازمان میراث فرهنگی اهدا شده است .

 جاذبه های طبیعی

 در شهرستان ایرانشهر  9 چشمه آبگرم معدنی وجود دارد که معروفترین آنها چشمه آبگرم بزمان است .

این چشمه در بخش بزمان در فاصله 100 کیلومتری شمال غربی ایرانشهر واقع شده است . چشمه آبگرم از شکاف سنگها بیرون می آید علت  گرمی آب فعالیت های آتشفشان است که  دمای آب 5/35 درجه است .

 رود خانه دامن

رود خانه زیبای دامن که از مجاورت روستایی به همین نام میگذرد که از دیگر مواهب طبیعی بکر منطقه بلوچستان به شمار می رود که مناظری بدیع و دل پذیر از ترکیب نخلستان های صبور و سر افراز و شالیزار خرم و پر بار را یکجا پدید آورده است .

 

لعه ناصری ایرانشهر
[تصویر: iranghlae1.jpg]

[تصویر: ghale-naseri-iranshahr1.jpg]


مسجد جامع - ایرانشهر

 

 مسجد جامع - ایرانشهر

 

قلعه قدیمی - ایرانشهر

 

 قلعه قدیمی - ایرانشهر

 

عشایر بلوچ - ایرانشهر

 

 عشایر بلوچ - ایرانشهر

 

 قلعه ناصری - ایرانشهر

 

 قلعه ناصری - ایرانشهر


استان سیستان و بلوچستان
اماكن تاریخی و مذهبی
آتشکده کرکویه| تخت عدالت| کوه خواجه| زاهدان كهنه| قلعه سام| سه كوهه| شهر سوخته| دهانه غلامان| قلعه رامرود| قلعه خاش| قلعه مچی| قلعه تپه| قلعه رستم| قلعه کهک کهزاد| چاه نیمه| آرامگاه خواجه غلطان| زیارتگاه بی بی دوست|
 
 
مسجد شاه علی
 
 
دشت لوت
 

 
 
 
قلعه ایرانشهر
 
 
قلعه ساسانی
 
 
 
قلعه ناصری ایرانشهر
 
 
قلعه ناصری ایرانشهر
 
 
 
کوه خواجه
 
 
پارک ایرانشهر
 
 
قلعه تیمور
 
 
شهر سوخته
 
 
دانشگاه زابل
 
 
میدان رستم

 



ایرانشهر شهر مهربانی ها

ایرانشهر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

مختصات: Internet-web-browser.svg ۲۷٫۲ شمالی،۶۰٫۷ شرقی

برای دیگر معانی واژه ایرانشهر به صفحه ایرانشهر (ابهام‌زدایی) رجوع نمائید.
ایرانشهر
Red pog.svg
ایرانشهر
New Iran locator.PNG
اطلاعات کلی
نام رسمی: ایرانشهر
کشور: ایران Flag of Iran.svg
استان: سیستان و بلوچستان
شهرستان: ایرانشهر
بخش: مرکزی
نام محلی: ایرانشهر
نام‌های قدیمی: پهره
مردم
جمعیت: ۱۰۰٬۶۴۲
زبان‌های گفتاری: بلوچی، فارسی
مذهب: تسنن
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا: ۵۵۱ متر
اطلاعات شهری
شهردار: نعیم معتادزهی

ایرانشهر یکی از شهرهای استان سیستان و بلوچستان ایران است. که نام قدیم آن پهره بود.


[ویرایش] جاذبه‌های گردشگری

[ویرایش] صنایع دستی

سوزن دوزی، سفالگری، سکه دوزی، نقاشی و…[۱]

[ویرایش] منابع

  • اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران، تهران: مؤسسهٔ گیتاشناسی، ۱۳۸۳ خورشیدی، ص۱۳۰.
  • نام شهردار
  1. ۱٫۰ ۱٫۱ جشنواره فرهنگی زن بلوچ برگزار می‌شود. کانون زنان ایرانی (در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷). بازدید در تاریخ ۱۶ مه ۲۰۰۸.